|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 14:13 توسط میثم |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 14:6 توسط میثم |
هیچکی نمی فهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونم و دلزده از لیلیا خیلی دلم گرفته از خیلیا نمونده از جوونیام نشونی پیر شدم ، پیر تو ای جوونی + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 14:7 توسط میثم |
به رویا بودم ، سیلاب بیداری رسید چه رویاها که پاره نشد و چه نزدیک ها که دور نرفت ! رویاهایم پرپر شد کاش اینجا نچکیده بودم . . . + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 14:0 توسط میثم |
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 13:55 توسط میثم |
|
| ||||||